هیأت های مذهبی و حرکت های فرهنگ ساز

نقش هیأت های مذهبی و جایگاه مردمی آن بر هیچ کس پوشیده نیست. شاید بزرگ ترین پایگاه دینی ـ ملی در جامعه اسلامی ما هیأت ها و محافل مذهبی باشد. هر چه قدر، قدر و ارزش یک هیأت در میان مردم شناخته شده و والا باشد، میزان تأثیرگذاری آن بر مردم نیز بیش تر خواهد بود. باتوجه به این نقش ارزش مند، بسیاری از ضعف ها و قوت های فرهنگی را که در میان هیأتی ها و جوانان علاقه مند و محب اهل بیت(ع) دیده می شود، به نوعی می توان با هیأت های مذهبی و برنامه های آن مرتبط دانست.

 

اگر امروزه جریان های عزاداری و سینه زنی میان جوانان از شکل سنتی و اصولی خود ـ که در قدیم رواج داشته ـ تقریباً به طور کلی خارج شده و از محتوای غنی و شکل وزین خود، به شکل هیجانی و جوان پسند آن ـ که مصداق کامل آن برنامه شورزنی می باشد ـ گرایش پیدا کرده، بی گمان هیأت ها، به خصوص مدیران هیأت، در این گرایش نقش مؤثری داشته اند؛ هرچند این نقش ها، به ظاهر آشکار نبوده و نیست. مگر یک مداح می تواند بدون هماهنگی با مدیر هیأت، پشت میکروفن مداحی برود و یا حضور او استمرار بیابد؟

هم چنین اگر برنامه یک هیأت، با وجود همه این هیجانات و شور زدن ها و خواندن های آن چنانی ـ بی توجه به آن ها ـ به شکل آرام و متین خود تداوم یافته و همه وزانت و اصل اصول گرایی واقعی در برنامه های مذهبی را حفظ کرده، بی گمان بایستی نقش یک مدیر هیأت فعال و هوشمند را در لابه لای برنامه های آن جست وجو کرد.

شاید تمامی آن چه در این مختصر می آید، مورد عنایت و توجه جوانان و تأیید ایشان قرار نگیرد، به هرحال جو جامعه ما در مداحی بسیار نامطلوب است و در این شلوغ بازار و هیجانات کاذب، اصلاً نمی توان توقع داشت حرف حساب از ناحساب به راحتی تشخیص داده شود و حرف حق چندان خریدار داشته باشد. با این وجود، بر حسب اصل «ما لا یدرک کلّه لا یترک کلّه» و برحسب وظیفه اخلاقی، شرعی و نیز تعهدی که در قبال مسایل فرهنگی کشور بر عهده هر انسان با وجدانی است، صاحب این قلم با دست اندرکاران محترم هیأت ها، نکاتی چند را در میان می نهد.

توجه به فرهنگ نقد

یکی از مهم ترین نکاتی که بایستی متولیان هیأت های مذهبی به آن توجه داشته باشند، توجه به فرهنگ «نقد» و جا انداختن آن در هیأت است. «مداح» و «منبری» هر کدام جایگاهی خاص دارند؛ با هدف خاصی در جامعه تربیت شده اند و هنگامی که برای اداره مجلس و محفلی دعوت می شوند، بایستی زیر ذره بین نقد تمام اعضای هیأت ـ با همکاری و هدایت مدیر هیأت ـ قرار گیرند: تا میزان توان آن ها در نیل به هدف مورد نظر، بررسی و سنجیده شود.

شاید همین جا، پرسشی به ذهن خوانندگان هوشیار برسد که هدف از این نظارت چیست و برچه اساسی باید صورت گیرد؟ مسلماً از دعوت مداح و منبری یک هدف خاص دنبال نمی شود؛ جایگاه منبری، جایگاه رفیعی است و وظیفه او آشنا ساختن هیأتی ها با سیره زندگانی اهل بیت(ع) است و ترسیم دورنمایی از زندگانی ایشان، به نحوی که:

اولاً: باورپذیر است.

ثانیاً: قابلیت الگوپذیری داشته باشد.

اگر برحسب این دو هدف یاد شده، برنامه «منبر» مورد ارزیابی قرار گیرد، مسلماً منبری موفق، از منبری ناموفق به راحتی متمایز می شود. نقطه کور و ابهام کار، وقتی است که معیارها به جای موارد یاد شده، جای خود را به موارد و موضوعاتی حاشیه ای یا سلیقه ای بدهد و مدیر هیأت، تنها بر حسب جو موجود در جامعه، یا خواسته های عوامانه یا سطحی عده ای هیأتی، که بر او نفوذ رأی دارند، از اهداف یاد شده دور شود و قیافه، صدا، شهرت و زبانزد بودن و به طور کلی جاذبه های کاذب یک منبری را در نظر بگیرد. در این حالت، طبیعی است که هیأت و برنامه های آن از اهداف اصلی خود دور شده، حالتی شخصی و سلیقه ای به خود می گیرد. آن گاه که پای سلیقه در میان آمد، دیگران هم بر حسب سلیقه خود به انتخاب می پردازند و آن گاه پدیده ای ظهور می کند که امروز شاهد آن هستیم: بسیاری پای یک منبر مشخص نمی نشینند، فقط به دلیل آن که آن را نمی پسندند!

جایگاه «مداح» هیأت، جایگاه دیگری است که در جای خود قابل بحث است.

اگر امروزه جمعیت های مذهبی، هیأت ها و محافل دینی به مداح و مداحی، بهای دیگری می دهند و بیش تر به آن توجه دارند، دلیلش چیست؟ آیا به جایی غیر از مدیر هیأت بر می گردد؟ و آیا جز این است که خواسته های جوانان و جریان های کاذب مورد علاقه آن ها که ریشه در هیجان ها و خواست های خاص جوانی دارد، در آن دخیل است؟!

در این جا، ذکر این نکته خالی از لطف نیست:

یک پرسش بی پاسخ

از مدیر هیأتی خواستیم که درباره برنامه های هیأت خود تجدید نظر کند، گفت: اگر کف نزنیم، اگر شور نزنیم، مردم نمی آیند! گفتم: مگر برای مردم برنامه گذاشته ای؟! در جوابش ماند! اگر می گفت: آری؛ در حقیقت جنبه توجه به رضایت اهل بیت را فراموش کرده بود و توجیهی برای آن نداشت و اگر می گفت: برای اهل بیت است، تناقضی آشکار به وجود می آمد... به همین دلیل از خیر بحث گذشت!

قصه بسیاری از مسئولان هیأت ها چنین است؛ به درسی اینان با خود و خدای خود کنار نیامده اند که آیا برای رضای مردم و مداح و منبری این همه تلاش می کنند، یا خالصانه برای خدا تلاش می کنند و اگر کارشان برای عشق به اهل بیت است، این همه جوش مستمع را زدن و ناز مداح را کشیدن و ... برای چیست؟ این جاست که ضرورت امر فرهنگ سازی مطرح می شود.

یک واقعیت تلخ!

بایستی این واقعیت تلخ را پذیرفت که هدف واقعی و اصلی از برگزاری چنین مجالسی کم کم به فراموشی سپرده شده است و اهداف ثانوی و حاشیه ای، دارد جای هدف های واقعی را می گیرد.

این که مداح جوان به بهانه صمیمیت، و جذب جوانان و توجه به نیاز و خواسته های آنان، همه جور شعری بخواند و هیچ مرزی برای حفظ ادبیات آیینی و معرفی آن برای نسل جوان در نظر نگیرد، هیچ شأنی نیز برای مجلس اهل بیت نشناسد، نه شعر و نه سبکش هیچ سنخیتی با مجلس اهل بیت نداشته باشد و صرفاً برای راضی کردن جوانان ـ که در مجلس او شرکت کنند ـ همه چیزی، حتی به سبک ترانه های فلان زن خواننده آن چنانی بخواند و دعوی او این باشد که مردم این ها را می پسندند! بایستی این واقعیت تلخ را پذیرفت که نه مداح، نه مدیر هیأت و نه هیأتی ـ هیچ کدام ـ شأن و جایگاه مجلس اهل بیت و اهداف برگزاری آن را نمی شناسند و یا از آن غافل شده اند.

چه باید کرد

گفتیم که فرهنگ سازی از ضروریات هیأت های مذهبی است، اما چگونه؟

اکنون که می خواهیم پیشنهادهای خود را در این زمینه ارایه دهیم، به یاد این جمله افتادم که می گویند:

«گفتنش آسان است اما ...!»

می خواستم حرفم را به استناد این سخن ارایه کنم، اما دیدم واقعیت این است که گفتن آن هم در برابر بعضی هیأتی های جوان و متعصب، آسان نیست؛ اما سخن حق را در هر حال باید گفت...

مهم ترین اصل فراموش شده در هیأت های مذهبی این است که بسیاری از ما ـ امثال من نویسنده ـ به جای توجه به رضایت اهل بیت، در صدد راضی کردن دل خود و دوستان خود هستیم. آن چه به دل مان می چسبد (!) انجام می دهیم، نه آن چه وظیفه مان است. به عبارتی شیعه دل خودمانیم، نه شیعه اهل بیت! این حقیقت تلخ در میان بسیاری از مدیران هیأت ها و به خصوص مداحان و هیأتی ها وجود دارد. اجازه بدهید نمونه درخشانی از آن را نقل کنم:

صاحب این قلم با عنایت اهل بیت، گاه در مجالس مداحی، بی دغدغه و بی تعارف به برخی مداحان، تذکراتی داده و هنوز نیز این مسیر حق را ادامه می دهد. در یکی از محافل، سراغ یکی از مداحان را ـ که قبلاً طعم تذکرات مرا چشیده بود ـ گرفتم؛ مطرح شد که ایشان در غیاب من گفته فلانی توقعاتش از من بسیار بالاست! وقتی این جمله را شنیدم، تعجب کردم که خدایا چه حساب و کتاب مالی یا اجتماعی با ایشان داشته ام که در نگاه ایشان توقع بسیار بالایی بوده؟! یادم افتاد فقط یک بار در یک مجلس، ایشان پر هیجان و اصطلاحاً آن چنانی «شور» می خواند که الان خواندن به این شیوه در میان مداحان جوان و نوپا مد شده، تا مجلس شان بگیرد و سری تو سرها درآورند... بعد از برنامه، تشکری از او کردم و مؤدبانه پرسیدم: مفهوم آن چه را که می خوانی، می دانی؟! می دانی «الله مولانا علی یعنی چه؟» بی تأمل گفت: بله! و تعجب کردم از این که خود من پس از پانزده سال تجربه اندوزی در زمینه اشعار مختلف به ویژه اشعار عرفانی، جرأت چنین ادعایی را هنوز نیافته ام! با این حال قبول کردم و گفتم: آیا می توانی قسم بخوری همه این دویست، سیصد جوانی که پای تریبون تو نشسته اند، می دانند و آن را می فهمند؟ انگار بدجوری گیر کرده بود! فکری کرد و گفت: نمی دانم؟ گفتم: عزیز من! اگر یکی از این جماعت جوان با ذهنیت «کفر» از این جا بیرون برود، تو مسئولی! کمی به فکر باش! این تمام توقعی بود که من از ایشان داشتم ...

مسلماً آن مداح محترم با خود حساب و کتابی داشته و فهمیده که اگر بخواهد به تذکر من گوش دهد، مجلس او از تب و تاب خواهد افتاد و فی الواقع، بسیاری ازمشتریان پروپا قرص خود را از دست خواهد داد. مسلماً وقتی مشتری و مستمع خود را از دست بدهد، روی مجلس او تأثیر بد خواهد گذاشت و بانیان و صاحبان مجلس و مدیران هیأت ها کم تر از او دعوت خواهند کرد تا به...!

در حرف آن مداح محترم تأمل کنید... جملة «او توقع زیادی از من دارد» تمام این مفاهیم را در خود دارد.

مسلماً آن مداح محترم، نتوانسته بین رضایت مستمع و رضایت اهل بیت، «حق» را بشناسد و آن را انتخاب کند و این، مشتی است نمونه هزاران خروار!

به راستی آیا مسئولان محترم هیأت ها با خود اندیشیده اند که نبض این جریانات انحرافی به دست ایشان است؟! می توانند به راحتی در برابر آن ـ مثل آن چه اکنون اتفاق افتاده ـ تسلیم شوند، یا این که به راحتی در برابر آن بایستند و مداح و برنامه او را به بوته نقد بکشند و اصلاً نگران ناراحتی و نارضایتی مستمع نباشند ... آن چه مهم است آبروی مجلس اهل بیت و وزانت آن است و لاغیر.

انتظار می رود، که مدیران هیأت ها هرکدام، ادامه دهنده جریان عظیم و مبارکی باشند که چشمه آن از دهان شهید مظلوم مطهری عزیز جوشید و البته در طول تاریخ بایستی ادامه یابد.

مردی از خویش برون آید و کاری بکند!

پرسشی که ذهن نویسنده این سطرها را به خود مشغول ساخته و البته هنوز بی پاسخ مانده، این است که به راستی جامعه امروز ما چرا در این عرصه، بزرگانی مثل شهید مطهری ندارد و اگر امثال استاد مطهری وجود دارد ـ که حتماً هست ـ چرا در برابر جریانات انحرافی هیأت ها و به ویژه در مداحی ها هیچ اعتراضی صورت نمی گیرد؟! چرا این حرکت مبارک شهید مطهری، ناتمام مانده است؟!

جریانی که می توانست توسط مدیران هیأت ادامه یابد و این چشمه به رودی عظیم تبدیل شود تا هیچ گونه خار و خاشاکی در مسیر این سیل عظیم، فرصت عرض اندام نداشته باشد... البته جواب آن تا حدودی برای نویسنده مشخص است. دو فرض در پاسخ این سؤال مد نظر است:

یکی أین که جامعه ما از نقد مجامع مداحی پرهیز دارد و به واسطه قداستی که برای آن در نظر گرفته، هرگز به خود جرأت اظهار نظر درباره آن نمی دهد!

اما به راستی اگر یک مداح از این بی اعتنایی ها سوء استفاده کرده، هرگونه مطالب کفرانگیز و به ظاهر جذاب را به خورد اذهان جوانان بدهد، چه؟ آیا بازهم باید برای او قداستی در نظر گرفت؟!

دوم این که صاحبان اندیشه، جلسات توسل و عزاداری را بیش تر، محلی برای ابراز عواطف و نیازهای عاشقانه مردم علاقه مند به اهل بیت می دانند و تا حدودی در برابر آن با تسامح و بی تفاوتی برخورد می کنند.

اما اگر بنا بر تسامح و بی خیالی بود، چرا شهید مطهری در برابر آن سکوت نکرد؟!

نقد پاشنه آشیل هیأت ها!

در این میان، از ذکر این نکته نمی توان چشم پوشی کرد که نقد به مفهوم واضح آن وجود ندارد، اما جریانی پنهانی از نقد به صورت حرف در گوشی و پچ پچ(!) در میان برخی هیأتی ها درباره شیوه کار مداح و منبری وجود دارد؛ بنابراین نمی توان قاطعانه گفت که اصلاً جریانی از نقد وجود ندارد؛ اما از آن جا که حرکات متعصبانه و گاه نیز رفتارهایی همراه با ناز و تفاخر، به خصوص از برخی مداحان دیده می شود، بسیاری از هیأتی ها و مدیران هیأت ها ـ شاید به دلیل پرهیز از جنجال و یا به خاطر هراس از این که با بی اعتنایی مداح مواجه شوند و به اصطلاح، مجلس شان لنگ بماند ـ زمینه ابراز صریح اعتراضات خود را نمی یابند. طبیعی است که فلان مداح از آن جا که مشتری فراوانی دارد، به راحتی می تواند از خیر یک مجلس بگذرد، اما مدیر هیأت و هیأتی چه؟! می داند با اندک تنشی، مجلسش لنگ می شود، به همین علت مجبور است از بسیاری از مسائل چشم پوشی کند. در حقیقت پاشنه آشیل و نقطه ضعف هیأتی ها و مدیران هیأت ها در همین نکته نهفته است!

ای کاش ...

اما یک نکته از باب درد دل(نام آن را فرهنگ سازی بگذارید!) ای کاش! ای کاش! ای کاش مدیران هیأت با هم وحدت می یافتند و به جای برخی رفتارهای دور از شأن مجلس آیینی، به جای چشم و هم چشمی و برتر نشان دادن هیأت خود از دیگران و زبانزد کردن آن، در قبال رفتارهای برخی مداحان، حرکتی هماهنگ و اصولی انجام می دادند و به جای موضع انفعالی در برابر منکرات و اشتباهاتی که برخی مداحان مرتکب می شوند و به راحتی آن را توجیه می کنند، باصلابت و بی تعارف امر به معروف و نهی منکر می کردند و به راحتی آن مداح خاطی یا منبری غافل را از جمع مدعوان خود حذف می کردند...

آیا تا به حال فکر کرده اید که اگر ده هیأت در یک شهر کوچک یا یک منطقه از شهر بزرگ، این برنامه هدف مند و فرهنگ ساز را انجام دهند و در قبال افراد غافل و خاطی، به جای موضع گیری ضعیف، از موضع قوت برخورد کنند و صرفاً به فکر ارتقای سطح معنوی مجلس باشند، چه اتفاقی می افتد؟!

تصور آن فعلاً دور از ذهن است! اما می توان روزی را تصور کرد که مداح، آرزوی مداحی در بعضی هیأت ها را داشته باشد، اما بداند که به دلیل ضعف هایی که دارد، به او فرصت و اجازه مداحی داده نمی شود ... این تصور، خیلی دور از ذهن است و در حکم کورسوی ستاره ای دارد، در این تاریکی و ابهامی که فعلاً وجود دارد؛ اما همین کورسو، بازهم دیدنی و درخشان است.

صاحب این قلم در شهر خود، نمونه روشنی از این روی کرد را به وضوح دیده است و هیأتی را سراغ دارد که سکوی تعالی و رشد مداحان شده است و بسیاری از مداحان جوان، حسرت خواندن در آن مجلس را دارند و هنوز این آرزو به شکل حسرت در دلشان باقی مانده است!... مجلسی که همیشه شلوغ، پرمحتوا و جذاب بوده و هست. به راستی رمز موفقیت آن، چیزی جز وجود یک مدیر هیأت موفق در آن است؟!

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
کد امنیتی وارد نشده است
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد
Could not load widget with the id 3.

حساب کاربری

درباره زنگی آباد

شهر شهیــــد پرور زنگی آباد در فاصله 18 کیلومتری شهرستان کرمان قرار دارد که جمعیت این شهر حدود 10000 نفر می باشدو شغل عموم مردم کشاورزی زمینهای پسته میباشد.

مردمان زنگی آباد از دیرباز عاشق اهل بیت(ع)بوده اند همین امر است که مردم کرمان از شهر زنگی آباد به عنوان یکی از مذهبی ترین مکانها در ایام خاص مانند محرم نام می برند

اشتراک گذاری:

عضویت در خبرنامه

برای دریافت اخبار هیئت شهدای گمنام زنگی آباد به ایمیل شما، ایمیل و نام خود را وارد کنید.
وب سایت هیئت شهدای گمنام زنگی آباد کرمان
JoomShaper